البرز و مسئله‌ای به نام ماندگاری گردشگر

نادر زینالی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی البرز در یادداشتی نوشت: پنجم مهرماه، روز جهانی گردشگری، فرصتی است برای اینکه درباره نسبت خود با سفر، مقصد و توسعه دوباره فکر کنیم. گردشگری امروز یک نظام اقتصادی و اجتماعی پیچیده است که در آن میراث فرهنگی، طبیعت، سرمایه‌گذاری، حمل‌ونقل، اقامت، فناوری، جامعه محلی، صنایع‌دستی، روایت و حتی کیفیت یک تجربه ساده، مانند خوردن یک غذای محلی، به هم متصل می‌شوند به همین دلیل، اگر بخواهیم درباره آینده گردشگری البرز واقع‌بینانه صحبت کنیم، باید از یک پرسش ساده آغاز کنیم: آیا البرز فقط ظرفیت گردشگری دارد، یا می‌تواند یک مقصد گردشگری بسازد؟ این دو با هم تفاوت دارند.

البرز از نظر ظرفیت، چیزی کم ندارد. در فاصله‌ای کوتاه از یک کلانشهر بزرگ، طبیعت کوهستانی، مسیرهای گردشگری، روستاهای واجد ظرفیت، بناها و محوطه‌های تاریخی، صنایع‌دستی، ظرفیت‌های فرهنگی و مذهبی و مجموعه‌ای از جاذبه‌های متنوع قرار گرفته‌اند. در برنامه‌های جاری استان نیز موضوعاتی مانند توسعه زیرساخت‌های جاده چالوس و طالقان، تپه ازبکی، پروژه‌های گردشگری ساوجبلاغ، اشتهارد و طالقان و توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی دنبال می‌شود اما تجربه مدیریت گردشگری به ما می‌آموزد که جاذبه به‌تنهایی مقصد نیست.

کوه‌های زیبا، بناهای تاریخی، روستاهای خوش‌آب‌وهوا یا یک محوطه باستانی ماده اولیه گردشگری هستند. مقصد زمانی شکل می‌گیرد که دسترسی، خدمات، اقامت، روایت، تجربه، امنیت، کیفیت و اقتصاد محلی در کنار آن قرار بگیرد. از این منظر، یکی از مسائل اصلی البرز، عبور از مدیریت جاذبه به مدیریت مقصد است.

ما عادت کرده‌ایم ظرفیت گردشگری را با تعداد آثار، جاذبه‌ها و پروژه‌ها توضیح دهیم. این شاخص‌ها مهم‌اند اما برای سنجش موفقیت گردشگری کافی نیستند. شاخص مهم‌تر این است که یک جاذبه چقدر می‌تواند گردشگر را نگه دارد. اگر گردشگر از یک مکان بازدید کند و بلافاصله مقصد را ترک کند، ارزش اقتصادی آن تجربه محدود می‌ماند. اما اگر همان بازدید به اقامت، خرید، غذا، استفاده از خدمات محلی، بازدید از یک جاذبه دیگر و تجربه‌ای تازه منجر شود، یک جاذبه منفرد به یک زنجیره اقتصادی تبدیل شده است و این همان حلقه‌ای است که باید در گردشگری البرز تقویت شود. در واقع، مسئله ما فقط افزایش تعداد گردشگران نیست؛ مسئله افزایش کیفیت حضور گردشگر است.

مدت ماندگاری، میزان هزینه‌کرد، تنوع تجربه، رضایت از خدمات و تمایل به بازگشت، شاخص‌هایی هستند که باید در کنار آمار ورود مورد توجه قرار گیرند به همین دلیل است که توسعه گردشگری البرز را نمی‌توان در احداث چند پروژه جدید تعریف کرد.

یک اقامتگاه بوم‌گردی باید به مسیر گردشگری متصل باشد؛ مسیر گردشگری باید به جاذبه تاریخی یا طبیعی متصل شود؛ جاذبه باید روایت داشته باشد؛ روایت باید به صنایع‌دستی و محصولات محلی متصل شود و همه اینها باید در یک نظام معرفی و بازاریابی واحد دیده شوند. گردشگری زنجیره است؛ اگر حلقه‌ها از هم جدا باشند، مقصد ساخته نمی‌شود.

البرز و یک فرصت جغرافیایی که هنوز به فرصت گردشگری تبدیل نشده است

موقعیت جغرافیایی البرز را می‌توان از دو زاویه دید. یک زاویه، البرز را استانی در مسیر رفت‌وآمد می‌بیند؛ نقطه‌ای که مسافر از آن عبور می‌کند. زاویه دوم، همین موقعیت را یک بازار بالقوه بزرگ می‌بیند؛ بازاری از گردشگرانی که می‌توانند به جای عبور، توقف کنند. تفاوت این دو نگاه، تفاوت میان موقعیت جغرافیایی و مزیت گردشگری است. مزیت جغرافیایی زمانی به مزیت گردشگری تبدیل می‌شود که برای توقف گردشگر دلیل داشته باشیم.

این دلیل می‌تواند یک تجربه تاریخی در تپه ازبکی باشد؛ می‌تواند طبیعت و اقامت در طالقان باشد؛ می‌تواند تجربه روستایی و غذای محلی باشد؛ می‌تواند یک رویداد فرهنگی، یک مسیر طبیعت‌گردی، یک محصول صنایع‌دستی یا حتی یک تجربه علمی و خانوادگی باشد. بنابراین یکی از سیاست‌های مهم گردشگری البرز باید طراحی محصولات کوتاه‌مدت اما متنوع سفر باشد؛ سفرهایی که برای چند ساعت، یک روز یا یک شب طراحی شده‌اند و بتوانند بخشی از گردشگران عبوری را به گردشگر مقصد تبدیل کنند. این تغییر کوچک در تعریف محصول، می‌تواند پیامد بزرگی برای اقتصاد استان داشته باشد.

میراث فرهنگی زیرساخت هویتی مقصد است

در حوزه میراث فرهنگی نیز باید از یک دوگانه قدیمی عبور کنیم؛ دوگانه‌ای که گاهی حفاظت را در برابر بهره‌برداری قرار می‌دهد. مسئله این نیست که در این عرصه میان حفاظت و استفاده یکی را انتخاب کنیم. مسئله این است که استفاده درست، خود به ابزار حفاظت تبدیل شود. نمونه تپه ازبکی از همین منظر اهمیت دارد. این محوطه برای البرز فقط یک اثر تاریخی نیست؛ می‌تواند یکی از نقاط اصلی روایت تاریخی استان باشد. در ماه‌های اخیر نیز توسعه زیرساخت‌های اولیه، روشنایی و گذر گردشگری این محوطه در دستور کار قرار گرفته و برای آن اعتبار اختصاص یافته است اما مرحله مهم‌تر، تبدیل یک اثر تاریخی به یک تجربه قابل فهم برای بازدیدکننده است.

گردشگر امروز با دیدن چند تابلو و چند شیء تاریخی با یک محوطه ارتباط برقرار نمی‌کند. او باید بداند این مکان چه معنایی دارد، چه داستانی پشت آن است و چرا دیدن آن باید بخشی از سفرش باشد. میراث وقتی زنده است که روایت شود، تجربه شود و در حافظه جمعی باقی بماند. از همین رو، احیای بناهای تاریخی نیز نباید فقط با مترمربع مرمت سنجیده شود؛ باید دید پس از مرمت، بنا چه نقشی در زندگی فرهنگی و اقتصادی مقصد پیدا می‌کند.

نمونه کاروانسرای ینگی امام نیز از همین زاویه قابل توجه است؛ بنایی که با ورود بخش خصوصی به فرآیند احیا، قرار است از یک اثر حفاظت‌شده به بخشی فعال از چرخه گردشگری تبدیل شود. این الگو می‌تواند در بسیاری از بناهای تاریخی دیگر نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ البته مشروط به اینکه بهره‌برداری اقتصادی، اصالت تاریخی و معماری بنا را قربانی نکند.

روستا؛ از حاشیه گردشگری به متن اقتصاد محلی

یکی از مهم‌ترین فرصت‌های البرز، توسعه گردشگری روستایی است. در سند توسعه استان، افزایش تعداد اقامتگاه‌های بوم‌گردی تا ۲۰۰ واحد به‌عنوان یکی از اهداف کمی مطرح شده است. اما عدد، به تنهایی، هدف نیست. اگر ۲۰۰ اقامتگاه داشته باشیم که همه آنها تجربه‌ای مشابه ارائه دهند، به توسعه گردشگری نرسیده‌ایم. آنچه اهمیت دارد، کیفیت و پیوند این اقامتگاه‌ها با اقتصاد محلی است. اقامتگاه بوم‌گردی باید بتواند محصول کشاورز محلی، غذای محلی، صنایع‌دستی هنرمند روستا، راهنمای محلی و جاذبه طبیعی و تاریخی پیرامون خود را به یکدیگر متصل کند. در چنین شرایطی، هر گردشگر می‌تواند به یک زنجیره درآمدی تبدیل شود. این همان تفاوت میان گردشگری در روستا و گردشگری برای روستا است. اولی ممکن است فقط بازدید ایجاد کند؛ دومی می‌تواند توسعه ایجاد کند.

سرمایه‌گذاری؛ پروژه بیشتر یا زنجیره کامل‌تر؟

توسعه گردشگری بدون سرمایه‌گذاری امکان‌پذیر نیست؛ اما باید در تعریف سرمایه‌گذاری گردشگری دقت کنیم. البته هر پروژه جدید به معنای توسعه نیست. گاهی یک مقصد به هتل نیاز دارد؛ گاهی به یک مرکز خدمات گردشگری، گاهی به مسیر دسترسی، گاهی به مجموعه تفریحی و گاهی به چیزی بسیار ساده‌تر: یک محصول گردشگری که تاکنون طراحی نشده است. بنابراین باید از پروژه‌محوری به مسئله‌محوری حرکت کنیم و پیش از هر سرمایه‌گذاری باید پرسید: این پروژه چه خلأیی را پر می‌کند؟ چه مدت اقامت را افزایش می‌دهد؟ چه میزان اشتغال ایجاد می‌کند؟ چند کسب‌وکار محلی را به خود متصل می‌کند و آیا به افزایش کیفیت تجربه گردشگر منجر می‌شود؟. اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن باشد، سرمایه‌گذاری گردشگری از ساخت یک ساختمان فراتر می‌رود و به ساختن یک اکوسیستم گردشگری تبدیل می‌شود.

فناوری؛ فرصت جدید برای مقصدهای کمتر دیده‌شده

موضوع روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶، دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری انتخاب شده است. سازمان ملل نیز در پیام امسال تأکید کرده که هوش مصنوعی در انتخاب مقصد، عملکرد صنعت و طراحی تجربه سفر در حال تغییر ایجاد کرده است؛ در عین حال هشدار داده که استفاده نادرست از فناوری می‌تواند گردشگران را فقط به سمت چند مقصد و پلتفرم محدود هدایت کند. این نکته برای البرز بسیار مهم است زیرا بخشی از مشکل استان، کمبود ظرفیت نیست؛ مسئله دیده‌ نشدن ظرفیت‌هاست. اگر گردشگر فقط چند نام شناخته‌شده را در جست‌وجوهای خود پیدا کند، بخش بزرگی از ظرفیت‌های البرز همچنان در حاشیه باقی می‌ماند. اینجاست که هوش مصنوعی می‌تواند به جای ابزار تبلیغاتی، به ابزار کشف مقصد تبدیل شود.

می‌توان مسیرهای متناسب با زمان، علاقه و بودجه گردشگر طراحی کرد؛ می‌توان جاذبه‌های کمترشناخته‌شده را در کنار مقاصد مشهور قرار داد؛ می‌توان تجربه سفر را شخصی‌سازی کرد و اطلاعات مربوط به اقامت، حمل‌ونقل، رویداد، صنایع‌دستی و خدمات را در یک زنجیره دیجیتال به هم پیوند داد اما فناوری نباید هویت مقصد را از بین ببرد. اگر همه مقصدها با یک زبان، یک تصویر و یک الگوریتم معرفی شوند، گردشگری به سمت یکنواختی حرکت خواهد کرد. مزیت البرز در تفاوت‌های آن است. فناوری باید این تفاوت‌ها را آشکار کند، نه اینکه آنها را حذف کند.

در نهایت، سند توسعه‌ای، پروژه‌ها و فناوری‌ نمی‌تواند جای مردم را در گردشگری بگیرد. مردم محلی بخشی از هویت مقصدند. اگر گردشگری درآمد ایجاد کند اما جامعه محلی سهمی از آن نداشته باشد، اگر فشار بر منابع طبیعی افزایش یابد اما کیفیت زندگی مردم ارتقا پیدا نکند، یا اگر توسعه گردشگری موجب تضعیف هویت محلی شود، نمی‌توان آن را توسعه پایدار نامید. بنابراین یکی از اصول اساسی برنامه‌ریزی گردشگری البرز باید این باشد که جامعه محلی از حاشیه به متن بیاید. دهیاری، شهرداری، صاحب اقامتگاه، کشاورز، هنرمند صنایع‌دستی، رستوران‌دار، راهنمای گردشگری و سرمایه‌گذار، اجزای یک سیستم واحد هستند؛ نه بازیگران جدا از هم.

اکنون زمان آن است که درباره گردشگری البرز کمتر با زبان فهرست جاذبه‌ها و بیشتر با زبان طراحی مقصد صحبت کنیم. استان ظرفیت‌های فراوانی دارد؛ اما ظرفیت، نقطه شروع است نه نقطه پایان. مسیر پیش رو روشن است: جاذبه باید به محصول، تجربه، ماندگاری، درآمد محلی و حفاظت از میراث و طبیعت کمک کند. در چنین چرخه‌ای، گردشگری دیگر یک فعالیت منفرد در کنار سایر فعالیت‌های اقتصادی نیست؛ به یکی از پیشران‌های توسعه منطقه‌ای تبدیل می‌شود. از همین منظر، روز جهانی گردشگری برای ما روز بازنگری در کیفیت مقصد است. پرسش اصلی این نیست که البرز چند جاذبه دارد. سوال  این است که با این جاذبه‌ها چه مقصدی ساخته‌ایم؟ چند نفر در استان می‌مانند؟ چه میزان از هزینه سفرشان به کسب‌وکارهای محلی می‌رسد؟ چند بنای تاریخی به چرخه زندگی بازمی‌گردد؟ چند روستا از حضور گردشگر منتفع می‌شود و در نهایت، آیا تجربه‌ای که در البرز ساخته‌ایم، آن‌قدر متمایز هست که گردشگر بخواهد دوباره آن را تجربه کند؟

اگر پاسخ این پرسش‌ها را تغییر دهیم، آنگاه گردشگری البرز از مرحله ظرفیت وارد مرحله توسعه شده است. البرز برای گردشگری، بیش از آنکه به یک تصویر تازه نیاز داشته باشد، به یک سازمان‌دهی تازه از داشته‌های خود نیاز دارد. باید جاذبه‌های پراکنده را به مسیرهای معنادار، مسیرها را به تجربه، تجربه را به ماندگاری و ماندگاری را به اقتصاد محلی پیوند بزنیم. آن روز، دیگر درباره اینکه البرز ظرفیت گردشگری دارد سخن نخواهیم گفت بلکه می‌توانیم از البرز به‌عنوان یک مقصد واقعی گردشگری صحبت کنیم و این به باور من مهم‌ترین معنای روز جهانی گردشگری برای البرز است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405070500289
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha